No Title : بايگاني


















دنگ... دنگ...
لحظه‌ها مي‌گذرد.
آن‌چه بگذشت نمي‌آيد باز.
قصه‌اي هست كه هرگز ديگر
نتواند شد آغاز.
مثل اين است كه يك پرسش بي‌پاسخ
بر لب سر زمان ماسيده است.
تند بر‌مي‌خيزم.
تا به ديوار همين لحظه كه در آن همه‌چيز
رنگ لذت دارد
آويزم.
آ‌ن‌چه مي‌ماند از اين جهد به جاي
خند‌ه‌ي لحظه‌ي پنهان شده از چشمانم.
وآنچه بر پيكر او مي‌ماند:
نقش انگشتانم.

ـ سهراب

August 2010

April 2010

February 2010

January 2010

  • 28  (2)

October 2009

  • 27  (2)

September 2009

  • 26  (5)

August 2009

July 2009

  • 23  (253)
  • 22  (0)

June 2009

May 2009

  • 12  (0)
  • 11  (1)
  • 10  (0)
  • 9  (0)
  • 8  (0)
  • 7  (14)
  • 6  (2)
  • 5  (3)

April 2009