بایگانی برای April 2009
4
April 30, 2009 | شطحيات | 2 کامنت
خانم کيدمن آنقدرها هم که ميگويند عفيف نيست.
3
April 30, 2009 | شطحيات | 4 کامنت
در تعريف “عامهپسند” ميگويم که همارز است با “عوام فريب”. در پس اين پردهي پولادي که تنها صداي “من آنم که رستم بودن پهلوان” از وراي آن ميرسد، ليسهاي هستيم بي دفاع. عوامفريبها نيشتري دارند، ويژه براي آنکه از شکافهاي اين صدف عبور کند و با آن جسم لزج و بيدفاع بازي کند.
رگهاي خواب ما [...]
2
April 28, 2009 | خنيا | یک کامنت
خواهم امشب قصهاي گويم
که بلرزند استخوانها در گور.
چهها که ديدم و نديدم،
شبي نيمهمست به مرغزاري سرگردان…
بيمقصود، سيراب ميشدم از روشني مهتاب
خيره به ستارگان
بيخبر از حضوري نزديک
که موشکافي ميکرد مرا.
ناگاه زانوانم از هراس فروسست،
که يورش آورد از درختي.
کشاند مرا به نه فرخنده جايي.
و چنين اختر بخت من به سوسويي مرد…
مرا به رقص خواندند، به رقص [...]
1
April 24, 2009 | شطحيات | 4 کامنت
به خجسته نام تگین دادار هور
و چنین دست ناکام است به نگاردن نگاره ای درخور این فرخنده روز. کَسان آیند و روند و روز طالع آید از شرق و شامگاه برآن فایق شود، لیک نباشد لمحه ای درنگ از برای سرور. تکانه های گِردوار به لَحَد کمرها زنده به گور گردند و لبخندها به مانند [...]




















